
طرح و شکل
سایر توضیحات
تعداد صفحه 206 صفحه نوبت چاپ 1 وزن 465 گرم سال انتشار 1404
بازسازی ارزشمندترین لحظههای هرگونه آموزشی ناممکن است. لحظههایی که در آنها موفق می شویم به کنه وجود این یا آن شاگرد دست یابیم و نوری معنوی را از آن بر جهانیم. آنچه در مورد آموزش من می تواند شرح داده شود، در قیاس با آنچه طی خود درسها روی میداد، به نظرم ناچیز می آید. لحن، آهنگ، پیوستگی کلام، مکان و زمان، استعداد ذهنی شاگردان و تمامی موقعیتهای دیگری که جوی زنده را می آفرینند، نمی توانند بازساخته شوند؛ حال درست همین امور شرح ناپذیرند که در پدید آوردن فضای آفریننده سهم دارند. آموزش من کشفی شهودی بوده است. آنچه خود درک میکردم به من عملی را الهام میکرد که سبب گشایش و گرایش به آموختن در نزد شاگرد میشد. آموختن با شور درونی وارونه، شیوه آموختنی است که از پیش تصور شده و به صورتی روشمندانه مهیا گشته است. بهترین شاگردان من آنهایی بودند که با شهود خاص خود راههای متفاوت و تازهای را در پیش میگرفتند. تقلید ساده بیرونی و تکرار شیوههای کار من فاقد نیروی برافروزنده است. فراموش نمیکنم که آنچه یافته ام همواره به راستی تازه نبوده و این که میتوانسته احیای آن چیزی نیز باشد که در زمانهای قدیم به هنرمندان پایهای اساسی برای کارشان میداده است.
نخستین دریافتهای آموزشی خود را وامدار رئیس جوان دانشسرای آموزگاران هستم که ذهنی بسیار باز داشت. او مرا متوجه این نکته ساخت که کودکان در صداقت طبیعی خود میتوانند طرحها، متنها و ترانههایی را بیابند که از بداعت فوقالعاده ای برخوردارند. هنگامی که در ۱۹۰۸ برای نخستین بار به عنوان آموزگار دبستان در روستایی اطراف برن آموزش میدادم، می کوشیدم از انجام هر آنچه می توانست صداقت بی پیرایه کودکان را خدشه دار سازد اجتناب ورزم. تقریبا به صورت غریزی تشخیص داده بودم که هر گونه نقد و تصحیح جریحهدار کننده، مخرب اعتماد به نفس است و تشویق و تصدیق کار انجام شده به پویایی نیروهای آفریننده یاری میرساند. پس از يك سال آموزش جو الفت بسیار ظریف و محسوسی در کلاس پدید آمد. بازرس آموزش و پرورش در هنگام بازدید خود ناگهان چند دفتر انشاه را برداشت و نزد من آمد و بر آشفته گفت: «شما نمیدانید که یکی از وظیفه های معلم تصحیح کردن انشاءها است؟»